قید حالت در زبان انگلیسی
آیا قید حالت در زبان انگلیسی را میشناسید؟ قید در گرامر انگلیسی حالت و چگونگی یک جمله را نشان میدهد. انواع مختلفی دارند مثل قید حالت، قید تکرار، قید کمی، قید جمله، قید زمان، و قید مکان. در این جلسه قصد داریم قید حالت را تدریس کنیم. آموزش مقدماتی گرامر زبان انگلیسی در طلوع کمبریج را با کمک اساتید با تجربه ما آموزش ببینید.
قید حالت در زبان انگلیسی Adverbs of Manner
قید حالت در زبان انگلیسی (Adverbs of Manner) برای بیان روش، حالت، طور، طریق، روال و از این دست در جملهای به کار گرفته میشوند. طریقه ساخت قید حالت با اضافه کردن یک ly به انتهای صفت متناظرش محقق می گردد. مثلاً bright+ly قیدهای حالت جزء بزرگترین گروه قید در زبان انگلیسی هستند.
quickly/badly/suddenly, etc. ( adverbs)
بسرعت، به شکل بد، بطور ناگهانی (قید)
Suddenly, the shelf fell down.
ناگهان قفسه افتاد.
He ate his dinner very quickly.
او بسرعت شام خورد.
Quickly and suddenly are adverbs.
adjective +-ly adverb: adjective quick, bad, sudden,careful, heavy 🔜 adverb quickly badly suddenly carefully etc.
این کلمات صفت هستند با یک ly تبدیل به قید میشوند.
Adverbs tell you how something happens or how somebody does something:
قید به ما نشان میدهد که چطور عملی اتفاق میافتد یا چطور شخصی آن کار را انجام میدهد.
The train stopped suddenly+
قطار ناگهان متوقف شد.
I opened the door slowly.
من ناگهان در را باز کردم.
Please listen carefully.
با دقت به من گوش کن.
understand you perfectly.
من کاملا شما را میفهمم.
It’s raining heavily.
باران سنگینی می بارد.
مقایسه صفت و قید:
adjective: صفت
Sue is very quiet. Be careful!
سو خیلی ساکت است. مراقب باش.
It was a bad game. I felt nervous.
(= I was nervous)
بازی بدی بود. من عصبی بودم.
adverb قید
Sue speaks very quietly. (not speaks very quiet).
سو خیلی با آرامش صحبت میکند.
Listen carefully! (not listen careful)
با دقت گوش کن!
Our team played badly.
(not played bad)
تیم ما به بد (شکل بدی) بازی کرد.
I waited nervously.
من به شکل عصبی منتظر بودم.
Hard, fast, late, early
این 4 کلمه قید و صفت یکسان دارند.
These words are adjectives and adverbs:
* Sue’s job is very hard.
شغل سو خیلی بد است.
Ben is a fast runner.
بن یک دونده سریعی است.
The bus was late/early.
اتوبوس دیر / زود آمد.
Sue works very hard. (not hardly)
سو خیلی سخت کار می کند.
Ben can run fast.
بن میتواند سریع بدود.
I went to bed late/early.
من دیر / زود به تختخواب می روم.
Good (adjective) خوب
well (adverb) بد
Your English is very good.
انگلیسی تو خیلی خوب است.
It was a good game.
بازی خوبی بود.
You speak English very well. (not very good)!
شما انگلیسی صحبت میکنید.
Our team played well.
تیم ما خیلی خوب بازی می کند.
But well is also an adjective (- not sick, in good health):
“How are you?” “I’m very well, thank you. And you?”
چطورید؟ متشکرم. شما چطورید؟
سخن آخر
در مرکز آموزش خصوصی زبان طلوع کمبریج، ما خواستار ایجاد حس خوب یادگیری زبان در زبان آموزان خود هستیم. استرس، یکنواختی، بیانگیزگی و یادگیری تکراری و طوطیوار بدون پیشرفت را میخواهیم به حداقل برسانیم.
ما میخواهیم با یادگیری زبان دنیای شما را تغییر دهیم
A new language is a new life, so it would be a good idea to change your life for the better
برای شرکت در کلاسهای آموزش خصوصی زبان انگلیسی و فرانسه با ما تماس بگیرید
یکم نامرتب نوشته شده ولی کیفیت آموزش در حد خیلی خوب هست خسته نباشید