صفت و قید در انگلیسی
صفت و قید در انگلیسی نکته مهمی است که امروز برای شما میخواهیم توضیح دهیم. نکات ریز و جالبی را در ادامه بحث امروز خواهید دید. پس پیشنهاد میکنم. این پست آموزشی را از دست ندهید. آموزش خصوصی زبان انگلیسی طلوع کمبریج آماده ارائه اظلاعات مفید به متقاضیان شرکتکننده در کلاسهای خصوصی میباشد.
صفت و قید در انگلیسی
صفت و قید در انگلیسی دارای نکات مهم گرامری است. در این بخش تعریف قید در گرامر زبان انگلیسی و صفت، ساختار و کاربرد هر یک بطور مجزا بیان میشود:
تعریف صفت یا adjectives:
صفت یک کلمه یا مجموعهای از کلمات است که توصیف کنندهی اسم یا ضمایر است. در بیشتر موارد صفتها اسم بعد خود را توصیف ( modifies ) میکنند.
مثال:
That is a cute puppy. این یک توله سگ بامزه است
She likes a high school senior. او سال اخر دبیرستان را دوست دارد
- گاهی صفتها بعد از کلمهای که آن را توصیف میکنند، میآیند.
Examples:
That puppy looks cute. این توله سگ بسیار زیبا است
The technology is state-of-the-art. این فناوری هنر مدرن است
قید چیست؟
قید کلمه یا مجموعهای از کلمات است که افعال، صفات، و دیگر قیدها را توصیف میکند. قیدها در جملات انگلیسی به پرسشهایی مثل: چگونه؟ چه وقت؟ کجا؟ چرا؟ تا چی میزان؟ یا چه مقدار؟ و چند وقت یکبار؟ پاسخ میدهند.
Examples:
He speaks slowly. (tells how)
او به آرامی صحبت میکند (چگونه صحبت میکند).
He speaks very slowly. (the adverb very tells how slowly)
او خیلی به آهستگی (خیلی آهسته) صحبت میکند. (قید در جمله خیلی آرام را بیان میکند)
She arrived today. (tells when)
او امروز رسید. (چه وقت )
She will arrive in an hour. (this adverb phrase tells when)
او (به مدت) در یک ساعت میرسد. (این عبارت قیدی مدت زمان را بیان میکند)
Let’s go outside. (tells where)
بیا بریم بیرون. (در این عبارت مکان بیان میشود)
We looked in the basement. (this adverb phrase tells where)
ما در زیرزمین نگاه کردیم. (این عبارت قیدی اشاره به مکان دارد)
Bernie left to avoid trouble. (this adverb phrase tells why)
برنیه برای جلوگیری از مشکل ترک کرد. ( این عبارت قیدی علت را بیان میکند )
Jorge works out strenuously. (tells to what extent)
جورج به سختی کار میکند. (به چه مقدار یا میزان )
Jorge works out whenever possible. (this adverb phrase tells to what extent)
جورج در هر زمان ممکن، کار میکند. (این عبارت قیدی چه میزان را بیان میکند)
به مثالهای بیشتر توجه کنید:
She thinks quick/quickly. او سریع / به سرعت فکر میکند
How does she think? Quickly. او چگونه فکر میکند؟ به سرعت
She is a quick/quickly thinker. او یک متفکر سریع است
- سریع صفتی است که تفکر را توصیف میکند، بنابراین ly- به انتهای آن نمیچسبد.
She thinks fast/ fastly. او سریع فکر میکند
- fast به چگونگی سوال پاسخ میدهد. بنابراین fast یک قید است. فراموش نشود که fast در حالت قیدی پسوند ly- نمیگیرد.
We performed bad/badly. ما به بدی (به شکل بدی) اجرا کردیم
- badly توصیف میکند که ما چگونه اجرا کردیم، به طوری که ly- به bad اضافه شده است.
نکته اول:
بنابراین، میتوان گفت که قیدها به چگونگی مسائل گرامری در جمله پاسخ میدهند. پس با چالش بکار بردن پسوند ly- سر و کار داریم. بدین منظور فراموش نکنیم، در جملاتی که افعال ربطی ( linking verb ) مانند: taste, smell, look, feel دارند هرگز قید استفاده نمیشود. در چنین جمله هایی صفت جایگزین قید میشود.
Examples:
Roses smell sweet/sweetly.
گل سرخ بوی شیرینی میدهد.
- آیا بوی گلها عملا و ارادی با بینی ما احساس میشود؟ نه؛ بنابراین ( smell) یک فعل ربطی است، که در این حالت برای توصیف عطر گل رز نیاز به صفت دارد، نه پسوند قیدی ly- .
The woman looked angry/angrily to us.
این زن عصبانی ( با عصبانیت ) به ما نگاه کرد.
- آیا زن با چشمانش به ما نگاه کرد، یا ما ظاهرش را توصیف کردیم؟ ما ظاهرش را توصیف کردیم ( او عصبانی ظاهرشد)، بنابراین به ly- نیاز نسیت.
The woman looked angry/angrily at the paint splotches.
این زن با عصبانیت به لکههای رنگی نگاه کرد.
- در این جمله زن عملا (actively) نگاه به لکههای رنگی میکند ( از چشمانش استفاده میکند )، به همین دلیل ly- اضافه شده است.
She feels bad/badly about the news.
او درباره اخبار احساس بدی دارد.
- او با انگشتانش اخبار را احساس نمیکند، بنابراین ly- احتیاج ندارد.
نکته دوم:
کلمهی good یک صفت است. معادل قیدی آن well است.
Examples:
You did a good job. good شغل را توصیف میکند. بنابراین معنی جمله: کارت خوب بود.
You did the job well.
- شما این کار را به خوبی انجام دادید. well به چگونگی شغل پاسخ میدهد.
You smell good today. امروز بوی خوبی میدهی
- صفت good عطر و بوی خوش شما را توصیف میکند. نه اینکه چطور عطر خوب را با بینی خود حس میکنید. پس در این جمله صفت بکار میبریم.
You smell well for someone with a cold.
تو به عنوان شخصی که سرماخورده بو را به خوبی احساس میکنی.
- در این جمله شما عملا با اراده خود با بینی بو را حس میکنید. پس از قید استفاده میکنید.
نکته سوم:
واژه well همچنین میتواند صفت هم باشد. هنگامی که به سلامتی اشاره میکنیم، اغلب به جای well از good استفاده میکنیم.
You do not look well today.
امروز خوب به نظر نمیایی.
I don’t feel well, either.
امروز هم احساس خوبی ندارم.
نکته چهارم:
صفات ترتیبی یا مقایسهای:
در گرامر زبان انگلیسی، صفات به سه دسته تقسیم میشود. معادل فارسی این صفات، صفات ترتیبی و به انگلیسی درجه بندی degrees شده میگویند. صفات در حالت معمول خود به صفات مثبت معروف هستند. در این بخش صفت مقایسهای و صفت برترین نیز داریم. صفتهای مقایسهای و برترین یا عالی برای مقایسه بین دو چیز یا دو اسم یا بیشتر در نظر گرفته میشود. به مثالهای زیر توجه کنید:
معنی صفت برترین یا عالی صفت برتر صفت ساده (مثبت)
sweet sweeter شیرینتر sweetest شیرینترین
بدترین bad worse worst
efficient more efficient موثرتر most efficient موثرترین
صفت برتر یا مقایسهای:
- یک از اشتباهات رایج در استفاده از صفتها و قیدها شکل غلط فرمهای مختلف صفات است. برای مقایسه دو چیز یا دو اسم، همیشه از یک صفت مقایسهای یا برتر a comparative adjective استفاده کنید:
Example:
She is the cleverer of the two women (never cleverest)
صفت عالی یا برترین:
- کلمه cleverest شکلی از صفت برترین از clever است. کاربرد این فعل تنها زمانی درست است که میخواهید سه یا بیش از سه چیز را با هم مقایسه کنید. پس این نوع صفت را صفت عالی یا برترین مینامند.
Example:
She is the cleverest of them all. او باهوشترین از بین آنهاست
Incorrect: Chocolate or vanilla: which do you like best?
Correct: Chocolate or vanilla: which do you like better? شکلات یا وانیل:کدام یک بهتر است
نکته پنجم:
در زبان انگلیسی سه نوع درجهبندی برای قیدها داریم. در حالت رسمی یا formal اگر شکل برتر را استفاده میکنید، پسوند ly- را از قیدها حذف نکنید.
Incorrect: She spoke quicker than he did.
Correct: She spoke more quickly than he did. او (خانم) سریعتر از او (آقا) صحبت کرد
Incorrect: Talk quieter.
نکته ششم:
ضمایر و صفات اشاره:
وقتی که این ضمایر this, that, these, those بعد از اسم میآیند، این ضمایر اشاره نقش صفت را میگیرند. وقتی بدون اسم یاشند، ضمیر اشاره هستند. به مثالهای ضمایر و صفات اشاره توجه کنید:
Examples:
This house is for sale. این خانه برای فروش است
This is an adjective. این یک صفت است
This is for sale. این برای فروش است
This is a pronoun. این یک ضمیر است
سخن آخر
در مرکز آموزش خصوصی زبان طلوع کمبریج، ما خواستار ایجاد حس خوب یادگیری زبان در زبان آموزان خود هستیم. استرس، یکنواختی، بیانگیزگی و یادگیری تکراری و طوطیوار بدون پیشرفت را میخواهیم به حداقل برسانیم.
ما میخواهیم با یادگیری زبان دنیای شما را تغییر دهیم
A new language is a new life, so it would be a good idea to change your life for the better
برای شرکت در کلاسهای آموزش خصوصی زبان انگلیسی و فرانسه با ما تماس بگیرید
عجب آموزش صفت و قید عالی بود