اصطلاحات خرید در زبان انگلیسی
اصطلاحات خرید در زبان انگلیسی چه کاربری دارد؟ یکی از سرگرمیهای ما در سفر خارجی خرید کردن است. البته اگر قصد خرید هم نداشته باشیم اکثر مردم دوست دارند از مغازهها دیدن کنند. قیمتها را بپرسند. پس پیشنهاد میکنم درس آموزشی رایگان امروز از سری درسهای آموزش مکالمه انگلیسی در سفر را از دست ندهید. اگر دوست دارید از کلاس خصوصی طلوع کمبریج استفاده کنید با شمارهها تماس بگیرید.
اصطلاحات خرید در زبان انگلیسی Buying
اصطلاحات خرید در زبان انگلیسی buying مختص زبان آموزانی است که به سفر میروند. در محیط خارجی خرید میکنند. دوست دارند با کلمات مختلف در زمینه خرید یا خرید کردن آشنا شوند. کلماتی مثل bargain, bill, cost, و تعدادی دیگر که به صحبت کردن شما کمک میکند.
خریداری، خرید bargain
I got a great bargain on a new car.
من با قیمت خوبی ماشین نو خریدم.
bill صورتحساب
The bill for the repairs came to $250.
صورتحساب برای تعمیرات 250 دلار شد.
هزینه کردن cost
How much did that shirt cost?
آن پیراهن چقدر میارزد؟
هزینه expense
Alice had some extra expenses this month.
آلیس این ماه هزینه زیادی داشته است.
installments قسط
You can pay in ten easy installments of $99.
شما میتوانید 10 قسط 99 دلاری این ماه بپردازید.
price قیمت
I’m afraid I can’t lower the price of the car.
متاسفم که نمی توانم قیمت ماشین را کم کنم.
purchase خرید کردن
How much food did you purchase at the supermarket?
چقدر مواد غذایی در سوپرمارکت خریدید؟
purse کیف پول زنانه
She left her purse at home, so I’ll pay for lunch.
او کیف پولش را در خانه جا گذاشت، بنابراین من برای ناهار پرداخت کردم.
receipt رسید
Always keep receipts when purchasing electronics.
همیشه رسیدت را نگه دار وقتی الکترونیکی خرید میکنی.
reduction کاهش، تخفیف
We’re offering a special price reduction today.
من امروز یک کاهش قیمت خاص امروز پیشنهاد دادیم.
refund
My daughter didn’t like these pants. Can I get a refund?
دخترم این شلوارها را دوست ندارد. میتوانم عوضش کنم؟
spend خرج کردن
How much money do you spend every month?
چقدر پول هر ماه خرج میکنی؟
wallet کیف پول
He took $200 out of his wallet to pay for dinner.
او 200 دلار از کیفش درآورد تا پول شام را بپردازد.
profit سود
We made a great profit on the deal.
ما پول زیادی از آن معامله بدست آوردیم.
property دارایی
Property almost always goes up in value if you hold onto it long enough.
دارایی همیشه ارزشش افزایش پیدا میکند اگر به اندازه کافی نگه داریم.
valuable با ارزش
The painting was very valuable.
نقاشی خیلی با ارزش بود.
value ارزیدن
The value of the dollar has decreased greatly over the past ten years.
ارزش دلار در عرض 10 سال بسیار زیاد کاهش یافته است.
waste of money هدر دادن پول
Smoking cigarettes is bad for your health and a waste of money.
سیگار کشیدن برای سلامتی مضر است و پول را شما هدر میدهد.
wealth ثروت
I think people spend too much time focusing on wealth.
من فکر میکنم که مردم وقت بیاندازهای را بر ثروت متمرکز میکنند.
بی ارزش wort
Unfortunately, that painting is worthless.
متاسفانه، آن نقاشی بیارزش است.
سخن آخر
در مرکز آموزش خصوصی زبان طلوع کمبریج، ما خواستار ایجاد حس خوب یادگیری زبان در زبان آموزان خود هستیم. آموزش رایگان زبان آنلاین قابل دسترس همه زبان آموزان و کاربران عزیز است.
قابل توجه زبان آموزان تهرانی !! علاوه بر دریافت خدمات رایگان آنلاین، کلاسهای خصوصی طلوع کمبریج در محل کار یا منزل زبان آموزان برگزار میشود. مدیریت آموزشی در طول دوره نظارت مستقیم بر نحوه یادگیری و آموزشها دارد. برای اینکه از پکیجهای تخفیف ویژه باخبر شوید، فرصت را از دست ندهید و با شمارههای روی صفحه تماس بگیرید.
یادگیری زبان دنیای شما را تغییر میدهد.
A new language is a new life ,so it would be a good idea to change your life for the better
برای شرکت در کلاسهای آموزش خصوصی زبان انگلیسی و فرانسه با ما تماس بگیرید