اشتباهات رایج fail در انگلیسی
اشتباهات رایج fail در انگلیسی موضوع امروز است. با مرور این بخش بیشتر معانی و حروف اضافه کاربردی به همراه fail را خواهید دید. فرصت مناسبی است تا نگاهی متفاوت به این فعل و عبارات مرتبط به آن داشته باشید. یکی از راههای تقویت مهارت مکالمه زبان انگلیسی و گرامر زبان انگلیسی با مطالعه اشتباهات رایج در گرامر انگلیسی حاصل میشود.
فهرست
اشتباهات رایج fail در زبان انگلیسی
اشتباهات رایج fail در انگلیسی پیرامون معانی مختلف fail و کاربرد آن در جملات متفاوت و حروف اضافه متناسب با این فعل طبق دیکشنری ارائه میشود.
fail in, not from رد شدن
❌ Don’t say: Steven failed from math last year.
کاربرد این حرف اضافه اشتباه است.
✔️ Say: Steven failed in math last year. .استیون در درس ریاضی رد شد
fail S2 W1 /fail /verb
شکست خوردن
1) not succeed (1] to not succeed in achieving something
It looks likely that the peace talks will failed
بنظر میرسد گفتگوهای صلحآمیز آنها با شکست مواجه شده.
fail in
He failed in his attempt to regain the world title.
تلاش او برای گرفتن لقب دنیا با شکست روبرو شد.
fail to do something
Doctors failed to save the girl’s life.
پزشکان در نجات جان دختر جوان با شکست روبرو شدند.
failed / adjective
a failed actor/writer etc
یک دکتر / نویسنده شکست خورده
Millions of people have tried to quit smoking and failed.
میلیونها تن از مردم سعی کردند سیگار را ترک کنند اما با نگون بختی شکست خوردند.
miserably (=been completely unsuccessful).
his efforts to save his failing marriage
تلاش های او برای حفظ ازدواجش
If all else fails, you may be advised to have an operation.
اگر همه تلاشها شکست بخورد، به شما ممکنه توصیه شود که جراحی داشته باشید.
2) not do something [i] to not do what is expected, needed, or wanted
fail to do something
The letter failed to arrive.
نامه نرسیده
The government are failing in their duty to protect people.
دولت در انجام وظیفهاش در حمایت از مردم شکست خورد.
Register:
Fail to do something is used mainly in writing and in formal
contexts.
شکست خوردن در انجام کاری به طور عمده در متن نوشتاری و متنهای غیر رسمی بکار میرود.
In everyday English, people usually say do not do something instead:
در انگلیسی روزمره مردم میگویند که کاری را انجام نمیدهند.
The letter failed to arrive. The letter didn’t arrive.
نامه نرسید
3) exam/test
امتحان/تست
a) [1,7] to not pass a test or examination I failed my driving test the first time I took
it.
He failed math but passed all his other subjects.
او امتحان ریاضی را رد شد اما بقیه درسها را قبول شد.
b) [T] to decide that someone has not passed a test or examination
Her work was so bad that I had no choice but to fail her.
کارش آنقدر بد بود که من انتخاب دیگری نداشتم جز اینکه او را رد کنم.
4) I fail to see/understand
نفهمیدن، ندیدن
(formal) used to show that you are annoyed by something that you do not accept or understand
I fail to see why you find it so amusing.
من نفهمیدم چرا آن سرگرمکننده بود.
سخن آخر
در مرکز آموزش خصوصی زبان طلوع کمبریج، ما خواستار ایجاد حس خوب یادگیری زبان در زبان آموزان خود هستیم. استرس، یکنواختی، بیانگیزگی و یادگیری تکراری و طوطیوار بدون پیشرفت را میخواهیم به حداقل برسانیم.
ما میخواهیم با یادگیری زبان دنیای شما را تغییر دهیم
A new language is a new life, so it would be a good idea to change your life for the better
برای شرکت در کلاسهای آموزش خصوصی زبان انگلیسی و فرانسه با ما تماس بگیرید
آموزش عالی بود