اشتباهات رایج stop در انگلیسی
اشتباهات رایج stop در انگلیسی در غالب مثالهای کاربردی و گرامری متفاوت، در این پست توضیح داده شده است. آموزش خصوصی مکالمه زبان انگلیسی طلوع کمبریج گامی موثر در بهبود یادگیری زبان انگلیسی زبان آموزان است.
Common mistakes
اشتباهات رایج stop در زبان انگلیسی
اشتباهات رایج stop در زبان انگلیسی بخش دیگری از آموزش اشتباهات رایج گرامر در زبان انگلیسی است. stop به معنی متوقف کردن و باز ایستادن است. معانی و کاربرد گرامری دیگر این کلمه در ادامه در غالب جملات مختلف آورده شده است. با مطالعه اشتباهات رایج stop در زبان انگلیسی نه تنها میزان یادگیری گرامر زبان انگلیسی شما بلکه مکالمه انگلیسی تقویت میشود.
🔻stop + ing
متوقف شدن، باز ایستادن
❌ Don’t say: The wind has almost stopped to blow.
اشتباه است
✔️ Say: The wind has almost *stopped blowing*.
وزش باد تقریبا متوقف شد.
stop /stop $ sta:p/ verb (past tense and past participle stop present participle stopping)
متوقف شدن، فعل
1) not continue
a) to not continue, or to make someone or something not continue .
By midday the rain had stopped.
تا نیمه روز باران متوقف شد.
This is where the path stops.
.اینجا جایی است که جاده تمام میشود
The referee stopped the fight.
داور پرواز را متوقف کرد.
The doctor advised me to stop the medication.
دکتر مرا نصیحت کرد که دارو را متوقف کنم.
I’m leaving now, and you can’t stop me.
من دارم میروم و نمی توانی مرا متوقف کنی.
stop somebody/something (from) doing something
Lay the carpet on paper to stop it sticking to the floor.
فرش را روی کاغذ قرار بده تا مانع از چسبیدن آن به کف شود.
The rain didn’t stop us from enjoying the trip.
باران ما را از لذت بردن سفر متوقف نکرد.
stop yourself (from) doing something
I couldn’t stop myself laughing.
من نمیتوانم جلوی خندیدن خود را بگیرم.
❌Do not say: stop someone to do something’.
✔️Say :stop someone (from) doing something.
there’s nothing to stop somebody (from) doing something.
مانعی برای متوقف کردن کسی برای انجام دادن چیزی/کاری وجود ندارد.
There’s nothing to stop you applying for the job yourself.
مانعی برای اینکه برای شغل درخواست کنی، وجود ندارد.
3) not move
a) to not walk, move, or travel any more, or to make someone or something do this.
He stopped suddenly when he saw Ruth.
او ناگهان ایستاد وقتی که روت را دید.
Stop! Come back!
صبر کن! برگرد
He stopped the car and got out.
او ماشین را متوقف کرد و بیرون آمد.
I was worried that the security guards would stop us at the gate.
من نگران بودم که نگهبان ما را جلوی در متوقف کند.
سخن آخر
در مرکز آموزش خصوصی زبان طلوع کمبریج، ما خواستار ایجاد حس خوب یادگیری زبان در زبان آموزان خود هستیم. استرس، یکنواختی، بیانگیزگی و یادگیری تکراری و طوطیوار بدون پیشرفت را میخواهیم به حداقل برسانیم.
ما میخواهیم با یادگیری زبان دنیای شما را تغییر دهیم
A new language is a new life, so it would be a good idea to change your life for the better
برای شرکت در کلاسهای آموزش خصوصی زبان انگلیسی و فرانسه با ما تماس بگیرید
آموزش خیلی خوب و با کیفیتی بود دستتون درد نکنه